ساعت
چند وقتی میشد که خیییییییییییییییلی دلم میخواست ساعت داشته باشم اما از اونجایی که مامانم من رو خوب میشناسه که چقدر از وسایلم خوب مراقبت میکنم برام ساعت نخرید
اما به لطف مامان جونم یک ساعت قدیمی بزرگ را صاخب شدم
یک ساعت کاملا سالم که ٢ روز پس از استفاده حتی عقربه هاش هم کنده شده بود !!!!!!!!!
اما باز هم برای من خیلی مهم و دوست داشتنیه تا جایی که وقتی میبندم میرم بیرون همش به مامانم میگم : مامان آقاهه ساعتم رو دید ؟
و روز اول که باهاش رفتم عروسی اینطوری عکس گرفتم که ساعتم پیدا باشه

همچین بچه ای هستم من!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ساعت
